یکی از وسایل آشپزخانه (زرنگ طلایی) به مهمانی خانم قوری و آقای کتری نمیآید و این موضوع باعث نگرانی سفرهای ها میشود…
زرنگ طلایی نمیخواهد مسئولیت اشتباه خود را قبول کند و نمکی را به خطر میاندازد…
دیگ بابا بعد از چند روز به خانه برمیگردد و از رفتار عجیب دیگران دچار یاس و ناامیدی میشود…